اميررضا و حديثه
-
تاریخ: 1391/12/28 ساعت: 19:46
امير رضا+حديثه . . . . . . . . . . . اين وبلاگو تقديم ميكنم به عشقم حديثه....
ILOVE YOU
-
تاریخ: 1391/12/10 ساعت: 22:45
گر یک روز از زندگی من باقی مانده باشد از هر جای دنیا چمدان کوچکم را میبندم راه میافتم ایستگاه به ایستگاه… مرز به مرز… پیدایت میکنم ، کنارت مینشینم بهت میگم تا بی نهایت دوستت دارم… حديثه....
دلتنگتم...
-
تاریخ: 1391/12/4 ساعت: 22:47
دلتنگتم لحظه طلوع خورشید لحظه طلوع عشق و محبتت در قلبم است. لحظه غروب که می رسد، لحظه ای است که دلم میخواهد در کنارت باشم. و آنگاه که خورشید آرام آرام می رود و آسمان تاریک می شود ، به عشق تو به انتظار مینشینم تا ستاره ها بیایند و به یادت به آسمان پر ستاره خیره شوم. و این است زندگی ...
من بی تو چه کنم؟
-
تاریخ: 1391/12/4 ساعت: 22:46
من بی تو چه کنم؟ رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند و من همچون غربت زدای در آغوش بی کران دریای بی کسی به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد و تا وقتی که شبنم زلا...
تابوت....
-
تاریخ: 1391/12/4 ساعت: 22:42
تختی که هر شب ، تنها ، با یاد کسی روش بخوابی ...تخت نیست که ...تابوته !!
تا شقایق......
-
تاریخ: 1391/12/4 ساعت: 22:42
تا شقایق...... تو را به رخ تمام شقایق ها میکشم و می گویم تا گل من هست زندگی باید کرد
امشب!!!!
-
تاریخ: 1391/12/4 ساعت: 22:33
امشب!!!! نمی دانم چرا امشب.................. واژه هایم خیس شده اند..................... مثل آسمانی که امشب می بارد......................... واینک باران......................................................... بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند.................... و چشمانم را نوازش می دهد................